خرید بک لینک
1. دیروز، برای من روز خوبی نبود. بهطور کلی، اصلا خوب نبود. از همون لحظهی اولش. جوری شد که نشد روزه بگیرم. ولی جالب بود که از همون لحظهی اول، ضعفِ شدیدی داشتم و تا بعد از اذان هم، رفع نشد. ضعفی که روزهای روزه هم نداشتم. حتی سر جلسه، استرس هم نتونست ضعفهای لحظهای رو بپوشونه. امتحان شیمی داشتم. ا

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 22:25

از دیروز اینقدر از عشق و می و نی و لعل و معشوق و دلبر خوندیم که دست بهمون بزنید، با شعر جوابتونو میدیم :| در این حد یعنی!!

+ یکیتون داوطلبانه بیاد جای من جغرافی بخونه. بهش آبنبات جایزه میدم :|

++ انشاءالله این تابستون به فنای عظما نره :|

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 22:25

دل که آرام نگیرد، حال خوش نمیشود، آسوده نمیشود، ذهن اذیت میکند. امروز با دیگر امتحانات فرقی داشت. نمیدانم چه بود. نمیدانم. تا سحر بیدار مانده بودم که وجدانم درد نگیرد که چرا در حد کافی نخواندهای! دیروز روز بسیار بدی بود. من انسان بودن خودم را هم نادیده گرفتهام و گاهی یادم نمیآید آخرین تاریخ

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 22:25

همه و همهی آن سه سالی که در قم زندگی کردهام، اگر هیچ فایدهای برایم نمیداشت، اگر آستانهی صبر و تحملم را بالاتر نمیبرد، اگر خوب و بد را به من نشان نمیداد، اگر آن روی سکهی زندگی را به من نمیفهماند، یک اصل را تمامقد و صریح در گوش و مقابلم فریاد زد. آن هم اینکه محیط زندگی، اعم از کوچه و محله و

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 23:01

1. اومدم خونه. خبرها رو که دیدم خشکم زد. راستش برام بعید و دور از انتظار نبود که چند تا حملهی تروریستی صورت بگیره. مخصوصاً با شدتی که توی کشورهای دیگه گرفته بود. مخصوصا با راه بازی که بخاطر انتخابات هموار شده بود. ولی واقعاً توقع نداشتم برن توی قلب خانهی ملت! تیراندازی کنن. برن توی حرم امام خودشو

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 23:01

چی بگم که زیست هرچی انگیزه واسه نوشتنِ پست دربارهش و خوندن داستان و مرتب کردن کتابخونه و رفتن به بیرون بود رو ازم گرفت. نه میتونم بگم «بهدرک» نه میتونم بفهمم که چی شد که اینجور شد. نه واقعا چی شد که «اریتروپویتین» اسمش یادم رفت - ده خط هم میتونستم دربارهش بنویسم - واقعا چی شد که «نوتروفیل» و

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 18:29

حالا بیست و هشت سال از رحلت امام میگذرد. بیست و هشت سال از بودنِ کسی میگذرد که کشور و نظام را تغییر داد. نه خودش. نه همراهانش. نه مردم. کشور و نظام و مملکت را تفکری تغییر داد که انقلابی بود. اسلامی بود. زیر بار ظلم نمیرفت. خودکفایی برایش مزخرف نبود. مصلحت را میدانست. رنج مردم را دیده بود. دشمن

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 18:29

اینجور پستها که مینویسن «شما اینبار حرف بزنید» رو زیاد دوست نداشتم هیچوقت. ولی خب؛ بعضی وقتها حالِ آدم سرِ جاش نیست. آدم دوست داره بشنوه. توی این روزگار مدرنیتهی مزخرف هم، آدمِ حقیقی پیدا نمیشه. وبلاگ هم، چیزی نیست که بشه برای رهایی از سردرگمی، برای حرف زدن، برای گفتوگو، ازش استفاده کرد. ول

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 11:07

تا جایی که یادم میاد، همیشه سوسک همراهِ همهی خونههای ما بوده! جزو لاینفکِ همهی خونههایی که دیدم :دی از همون خونهی اولی که یادمه توی علیآباد! یادم میاد اونجا یه سوسککُش زدیم و رفتیم انزلی برای اینکه چندساعت خونه خالی بمونه. وقتی برگشتیم قدم به قدم سوسکِ مُرده بود :| میدونم خیلی چندشآورِ تصو

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 11:07

بهنظرم نمیشه بهش گفت داستان. ولی چون ربطی به زندگیِ خودم نداره و واقعی نیست، بهش میگم داستان. همین! * این، پیچیده بود. من در کارِ خود آنچنان غرق شده بودم که ندیده بودم. روزگار، کار، سردرگمی و رفیق و آشنا، مرا در خودشان غرق کرده بودند. مرا در خودم کور کرده بودند. دلم را سرد و خاموش. ذهنام را گنگ و

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 11:07

1. درسته که من واقعاً دین و زندگیم رو نادیده گرفتم و خیلی اشتباه کردم. درسته. ولی روزه رو همپای نماز میدونم. همونقدر که نماز واجبه، روزه هم واجبه. همونقدر که خمس واجبه، روزه هم واجبه. قرار هم نیست همهچی گل و بلبل باشه! قرار هم نیست معجزه بشه و ضعف نکنی! ولی قرار هم نیست چون گرسنه میشی بگی نه دیگ

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 11:07

به گذشته فکر میکنم. به آینده. به ابهامی که در همین لحظه هست. صدای شب از پنجرهی بازِ اتاق شنیده میشه. سریال نفسِ شبکهی سه داره پخش میشه. همین الان تموم شد. نمیدونم چی کم شده از وجودِ من. نمیدونم چی رو گم کردم. نمیدونم چرا همیشه یهچیزی تهِ دلم خالیه. نیست. فکر میکنم که باید باشه و نیست. نبودن

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 11:07

استرس یعنی پنجتا سوال رو اولِ امتحان اصلاً نفهمی چجوری حل میشه در حالیکه از سادهترین سوالات بودن؛ و معجزه یعنی آخرِ ساعت همهی سوالات رو نوشته باشی، درست یا نیمهدرستش مهم نیست. مهم اینه که نوشته باشی! ممنونم خدا :)

+ دبیر ریاضی خودم نبود. دوتا دبیر، که اصلاً من رو نمیشناختن خیلی کمک و راهنمایی کردن. دستشون درد نکنه. آخرش که رفتم تشکر کنم از یکیشون، در حالیکه صدا و دستم میلرزید ، میخندید و میگفت اشکال نداره موفق باشی. این یعنی اخلاق :))

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 15:46

دبیر جغرافی، آدمِ منطقی و خوبیه. معروفه به منطقی بودن. به اصولی بودن. [اصولی بودن ربطی به اصولگرا نداره :| منظورم اینه که برای خودش یه اصول و قوانین و ضوابطی داره که در حد اعلا رعایتشون میکنه!] همیشه میگه نمره مهم نیست. آدم باید خودش به خودش نمره بده. مثلاً یکبار داشت مثال میزد میگفت اگه مثلا شما

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 15:46

این روزها، همش سوالم شده اینکه چرا علاوه بر اینکه بقیه نمیفهمن و نمیتونن بفهمن که من چی میخوام، خودم هم دیگه نمیفهمم که چی میخوام؟! چی شده من رو؟ به فنا دارم میرم انصافا! :|

+ درسته امتحان دینی رو بیست میشم ولی امتحان دینی رو صفر هم نمیشم...

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 15:46

الان میشد طوری باشه که از بین خوب و خوبتر، عالی رو انتخاب کرده باشیم، و آسودهخاطر از اینکه چه کسی میاد، میخوابیدیم و نگرانی نمیداشتیم؛

ولی حالا، بین بد و بدتر، مجبور به انتخابیم. میدونیم هرکسی بیاد، بیکاری زیادتر میشه. فساد زیادتر میشه. رکود بیشتر میشه. و از نگرانیِ چهارسالِ پیشِ رو، خوابمون نمیبره و داریم به تیکتاک ساعت و ضربان قلبمون گوش میدیم.

همهی اینها، تقصیر ماست. تقصیر ملت شریف ایران. تقصیر مسئولینِ نامسلمون. تقصیر همهی ما.

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: دوشنبه 1 خرداد 1396 ساعت: 18:11

آقای روحانی؛ خودتان بهتر از ما مخالفان دولتِ فرزانهتان میدانید، که هیچیک از ما همدیگر را نمیشناسیم. نه من با جنابتان پدرکشتگی داشتهام و نه یامینپور و نه حتی رهبر معظم انقلاب. نه شهید چمران و نه دوستندارانِ خردپایهای چون خودم. شما این را میدا

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: دوشنبه 1 خرداد 1396 ساعت: 18:11

صفحه بندی