برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
از دیروز اینقدر از عشق و می و نی و لعل و معشوق و دلبر خوندیم که دست بهمون بزنید، با شعر جوابتونو میدیم :| در این حد یعنی!!
+ یکیتون داوطلبانه بیاد جای من جغرافی بخونه. بهش آبنبات جایزه میدم :|
++ انشاءالله این تابستون به فنای عظما نره :|
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
استرس یعنی پنجتا سوال رو اولِ امتحان اصلاً نفهمی چجوری حل میشه در حالیکه از سادهترین سوالات بودن؛ و معجزه یعنی آخرِ ساعت همهی سوالات رو نوشته باشی، درست یا نیمهدرستش مهم نیست. مهم اینه که نوشته باشی! ممنونم خدا :)
+ دبیر ریاضی خودم نبود. دوتا دبیر، که اصلاً من رو نمیشناختن خیلی کمک و راهنمایی کردن. دستشون درد نکنه. آخرش که رفتم تشکر کنم از یکیشون، در حالیکه صدا و دستم میلرزید ، میخندید و میگفت اشکال نداره موفق باشی. این یعنی اخلاق :))
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
این روزها، همش سوالم شده اینکه چرا علاوه بر اینکه بقیه نمیفهمن و نمیتونن بفهمن که من چی میخوام، خودم هم دیگه نمیفهمم که چی میخوام؟! چی شده من رو؟ به فنا دارم میرم انصافا! :|
+ درسته امتحان دینی رو بیست میشم ولی امتحان دینی رو صفر هم نمیشم...
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
الان میشد طوری باشه که از بین خوب و خوبتر، عالی رو انتخاب کرده باشیم، و آسودهخاطر از اینکه چه کسی میاد، میخوابیدیم و نگرانی نمیداشتیم؛
ولی حالا، بین بد و بدتر، مجبور به انتخابیم. میدونیم هرکسی بیاد، بیکاری زیادتر میشه. فساد زیادتر میشه. رکود بیشتر میشه. و از نگرانیِ چهارسالِ پیشِ رو، خوابمون نمیبره و داریم به تیکتاک ساعت و ضربان قلبمون گوش میدیم.
همهی اینها، تقصیر ماست. تقصیر ملت شریف ایران. تقصیر مسئولینِ نامسلمون. تقصیر همهی ما.
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی